غزل شمارهٔ ۳۳۱۹

گوشه گیری که لب نان حلالی دارد

سی شب از گردش ایام هلالی دارد

نیست جویای نظر چون مه نو ماه تمام

خودنمایی نکند هر که کمالی دارد

آب بر حسن گلوسوز فشاندن ستم است

ور نه لب تشنه ما آب زلالی دارد

چشم حیران کند از قطره شبنم ایجاد

هر که چون لاله و گل چهره آلی دارد