غزل شمارهٔ ۳۳۳۴

از سری جوی سعادت که ز دولت گذرد

تن به خواری دهد از افسر عزت گذرد

هر که دامن کشد از خار علایق اینجا

سالم از دامن صحرای قیامت گذرد

آنچه دارند ز شب زنده همان از عمرست

خون مرده است دگر هرچه به غفلت گذرد

خانه هرکه به اندازه بود چون زنبور

همه ایام حیاتش به حلاوت گذرد