غزل شمارهٔ ۳۳۳۸

کلفت از مردم آزاده شتابان گذرد

همچو سیلاب که بر خانه بدوشان گذرد

دیده هر که نشد باز درین عبرتگاه

روزگارش همه در خواب پریشان گذرد

خود شکن شهپر توفیق مهیا دارد

رفرف موج، سبک از سر عمان گذرد

تاج لعل از سر منصور نهندش بر سر

چون سر دار، سر هر که ز سامان گذرد