غزل شمارهٔ ۳۳۵۲

رو نهان از دل بی کینه نمی باید کرد

اینقدر ناز به آیینه نمی باید کرد

در جوانی ز می ناب گذشتن ستم است

شنبه خود شب آدینه نمی باید کرد

می توان تا گره زلف پریشانی ساخت

دل خود را گره سینه نمی باید کرد

می برد دیده بی شرم طراوت ز عذار

جلوه بی پرده در آیینه نمی باید کرد