غزل شمارهٔ ۳۳۶۰

برق را در نظر آور به خس و خار چه کرد

تا بدانی که به من شعله دیدار چه کرد

گر بگویم، رود از دست صدف گیرایی

که به آب گهرم سردی بازار چه کرد

میوه چون پخته شود شاخ بر او زندان است

سر منصور به آرامگه دار چه کرد؟

هدف سوزن الماس شود پرده گوش

گر بگویم به من آن غمزه خونخوار چه کرد