غزل شمارهٔ ۳۳۶۵

بی تو گر شاخ گلی دیده تماشا می کرد

مشق نظاره آن قامت رعنا می کرد

دل صد پاره ما دفتر اگر وا می کرد

آتش لاله چه با دامن صحرا می کرد

وصل جاوید حجاب نظر آگاهی است

قطره ما سفری کاش ز دریا می کرد

ماه رخسار تو انگشت نما بود آن روز

که فلک هاله آغوش مهیا می کرد