غزل شمارهٔ ۳۳۶۸

خضر اگر چاشنی تیغ شهادت می کرد

ز آب حیوان به لب خشک قناعت می کرد

کشتی حوصله طوفانی شبنم می شد

گل اگر از رخ او کسب طراوت می کرد

می شد از غیرت آیینه دل عاشق آب

خوبی معنی اگر جلوه به صورت می کرد

این زمان ناز هما می کشد از سایه جغد

بی نیازی که دو صد ناز به دولت می کرد