غزل شمارهٔ ۳۳۹۲

زهر را صبر جوانمرد شکر می سازد

خار را نخل برومند ثمر می سازد

سر ما گرد سر دار فنا می گردد

میوه چون پخته شود برگ سفر می سازد

تو نداری سر آمیزش عاشق، ورنه

با لب خشک صدف آب گهر می سازد

ناوک غمزه ز الماس ترازو شده است

طاقت ساده دل از موم سپر می سازد