غزل شمارهٔ ۳۳۹۴

سینه را تیره هوا و هوسی می سازد

وقت آیینه مکدر نفسی می سازد

دل معشوق اگر بیضه فولاد بود

ناله سینه شکافم جرسی می سازد

راستی پیشه خود کن خیانت کردن

در و دیوار جهان را عسسی می سازد

چون گل از پوست برون خنده زنان می آید

هر که چون غنچه به صاحب نفسی می سازد