غزل شمارهٔ ۳۴۱۲

زین سعادت که ز بال و پر ما می ریزد

استخوان بندی اقبال هما می ریزد

به سبکدستی من نیست درین بزم کسی

اول از ناخن من رنگ حنا می ریزد

خار صحرای جنون می بردش دست بدست

هر که را آبله گل در ته پا می ریزد

رهروی را که بود درد طلب دامنگیر

خار در رهگذر راهنما می ریزد