غزل شمارهٔ ۳۴۱۸

جذبه شوق اگر از جانب کنعان نرسد

بوی پیراهن یوسف به گریبان نرسد

کعبه در دامن شبگیر بلند افتاده است

سیل پر زور محال است به عمان نرسد

در مقامی که ضعیفان کمر کین بندند

آه اگر مور به فریاد سلیمان نرسد

منتهی گشت به خط سلسله زلف دراز

نامه شکوه ما نیست به پایان نرسد