غزل شمارهٔ ۳۴۲۹

بیت معمور شد آن خانه که ویران تو شد

حلقه کعبه شد آن چشم که حیران تو شد

بس که جان در طلبت راهروان افشاندند

سر بسر خرده جان ریگ بیابان تو شد

چون در فیض شود قبله ارباب نیاز

چاک هر سینه که از خنجر مژگان تو شد

بی نمک می شمرد مایده جنت را

کام هرکس نمکین از نمک خوان تو شد