غزل شمارهٔ ۳۴۴۳

دل ازان دورتر افتاده که واصل باشد

یار وحشی تر ازان است که در دل باشد

چهره لیلی اگر پرده شرمی دارد

چه ضرورست که زندانی محمل باشد؟

عشق در وصل همان پرده نشین ادب است

موج در بحر مقید به سلاسل باشد

عاقبت خال لب لعل تو از خط شد سبز

ریشه در سنگ کند تخم چو قابل باشد