غزل شمارهٔ ۳۴۵۳

داغ هر لاله که بر سینه هامون باشد

مهری از محضر رسوایی مجنون باشد

دورگردی نشود مانع یکتایی دل

قطره در ابر همان در دل جیحون باشد

ناز گرداند ورق، حسن به انصاف آمد

یارب آن خط دلاویز چه مضمون باشد

گرچه دست ستم خار بلند افتاده است

کوته از دامن عریانی مجنون باشد