غزل شمارهٔ ۳۴۵۵

هرکه را چشم بر آن گوشه ابرو باشد

دلش آویخته پیوسته به یک مو باشد

نکشد دل به تماشای خیابان بهشت

هرکه را در نظر آن قامت دلجو باشد

خط آن پشت لب از چهره خوشاینده ترست

سبزه را جلوه دیگر به لب جو باشد

صحبت قال شمارند خیال اندیشان

خلوتی را که در او چشم سخنگو باشد