غزل شمارهٔ ۳۴۷۱

سر آزاده ما منت افسر نکشد

بیضه ما به ته بال هما سر نکشد

هرکه اینجا شود از تیغ شهادت سیراب

منت خشک ز سرچشمه کوثر نکشد

عشق سر بر خط فرمان خرد نگذارد

قلم راست روان منت مسطر نکشد

طاقت بی ثمری نیست سبک مغزان را

بید بر خویش محال است که خنجر نکشد