غزل شمارهٔ ۳۴۷۸

دلش از گریه من رنگ نمی گرداند

کوه را سیل گرانسنگ نمی گرداند

بس که ویرانه ام از گرد علایق پاک است

سیل در خانه من رنگ نمی گرداند

غم عالم چه کند با دل خوش مشرب من؟

عکس بر آینه جا تنگ نمی گرداند

گرچه مضراب من از ناخن الماس بود

ساز من پرده آهنگ نمی گرداند