غزل شمارهٔ ۳۴۹۶

گر به شاهان جهان مسند عزت دادند

گوشه ای هم به من از ملک قناعت دادند

دیولاخی است جهان در نظر وحشت من

تا مراره به پریخانه عزلت دادند

کیست بر حرف من انگشت گذارد دیگر؟

کز خموشی به لبم مهر نبوت دادند

یافت در بی بصری گمشده خود یعقوب

بصر از هر که گرفتند بصیرت دادند