غزل شمارهٔ ۳۵۰۳

غنچه هایی که درین سبز چمن خنده زدند

ای بسا زخم نمایان به دل زنده زدند

محو یکتایی نقاش نگردید کسی

همه چون آینه بر نقش پراکنده زدند

شکوه از بخت نکردند سبکرفتاران

در دل ابر سیه برق صفت فرخنده کردند

غفلت خویش گزیدند به بیداری بخت

ساده لوحان که در طالع فرخنده زدند