غزل شمارهٔ ۳۵۰۵

نغمه عشق به گوش من دیوانه زدند

این چه اکسیر بهارست بر این دانه زدند

کعبه چون جامه غیرت نکند بر تن چاک؟

رقم حسن خداداد به بتخانه زدند

پیشتر زان که کند لاله به خون چشم سیاه

چشم را پنجه خونین به در خانه زدند

دل سودازده از آب و گل عالم نیست

اشک شمع است به خاکستر پروانه زدند