غزل شمارهٔ ۳۵۲۸

خط شبرنگ چه با آن رخ پرنور کند؟

برق را ابر محال است که مستور کند

پیش آن کان ملاحت دهن خوبان چیست؟

در نمکزار، نمکدان چه قدر شور کند؟

ادب عشق مرا در حرم وصل گداخت

وقت آن خوش که تماشای تو از دور کند

پرده صبح نقاب رخ خورشید نشد

چون نهان داغ مرا مرهم کافور کند؟