غزل شمارهٔ ۳۵۲۹

چشم خود خواجه اگر سیر به تدبیر کند

به ازان است که صد گرسنه را سیر کند

سالها شد دل خوش مشرب ما ویران است

کیست در راه حق این بتکده تعمیر کند؟

تربیت یافته عشق جوانمردم من

چرخ نامرد که باشد که مرا پیر کند!

سخن عشق اثر در دل زهاد نکرد

نفس صبح چه با غنچه تصویر کند؟