غزل شمارهٔ ۳۵۴۶

چه بهشتی است که آن بند قبا بگشایند

در فردوس به روی دل ما بگشایند

وسعت دایره کون و مکان چندان نیست

که به یکبار دل و دیده ما بگشایند

دولت باقی و این عالم فانی، هیهات

این نه فالی است که از بال هما بگشایند

ای بسا ناخن تدبیر که از دست رود

تا گره از دل غم دیده ما بگشایند