غزل شمارهٔ ۳۵۴۸

هرچه دریافت کلیم از نظر بینا بود

کف این بحر گهرخیز ید بیضا بود

نرسیدیم به جایی که ز پا بنشینیم

ساحل خار و خس ما کف این دریا بود

در فضایی که دل از تنگی جا می نالید

آسمان یک گره خاطر آن صحرا بود

بیشتر نوسفران طالع شهرت دارند

ورنه آوارگی ما، چه کم از عنقا بود؟