غزل شمارهٔ ۳۵۶۱

حاصل عمر زخود بیخبران آه بود

هرکه از خویشتن آگاه شد آگاه بود

نتوان در حرم قدس به پرواز رسید

پر سیمرغ درین راه پر کاه بود

پیش چشمی که به یکتایی آن سرو رسید

طوق هر فاخته ای های هوالله بود

از وصول آن که زند دم، خبر از راهش نیست

آن بود واصل این راه که در راه بود