غزل شمارهٔ ۳۵۶۲

هرچه دیدیم درین باغ، ندیدن به بود

هر گل تازه که چیدیم نچیدن به بود

هر نوایی که شنیدیم ز مرغان چمن

چون رسیدیم به مضمون، نشنیدن به بود

زان ثمرها که گزیدیم درین باغستان

پشت دست و لب افسوس گزیدن به بود

زان شکرها که چشیدیم به امید تمام

زهر نومیدی از آنها به چشیدن به بود