غزل شمارهٔ ۳۵۸۲

از ملامت دل روشن گهران شاد شود

دیو در شیشه این جمع پریزاد شود

دشمنان گر ز پریشانی من خوشوقتند

چه ازین به که دلی چند ز من شاد شود؟

در بیابان طلب گر نفسی راست کنم

در خراش دل من ناخن فولاد شود

نکند ناله مظلوم اثر در ظالم

خواب این قوم گرانسنگ به فریاد شود