غزل شمارهٔ ۳۵۸۳

طایری را که به دام تو گرفتار شود

دانه در حوصله اش گوهر شهوار شود

می کند کعبه نفس سوخته استقبالش

هرکه را صدق طلب قافله سالار شود

خاک را زلزله از جای اگر بردارد

نیست ممکن دل غفلت زده بیدار شود

طرف حرف بود صیقل روشن گهران

طوطی لال بر این آینه زنگار شود