غزل شمارهٔ ۳۵۹۱

خط ازان صفحه رخسار سخنساز شود

طوطی از پرتو این آینه غماز شود

در ته زلف، رخش پرده گداز نظرست

آه ازان روز که این آینه پرداز شود

از نظربازی بی پرده ارباب سخن

چشم کم حرف تو وقت است سخنساز شود

بحر کم ظرفتر از جام حباب است آنجا

لب میگون تو چون حوصله پرداز شود