غزل شمارهٔ ۳۵۹۶

حرص را تشنگی افزون به زر و مال شود

چشم آیینه کجا سیر ز تمثال شود؟

بهره خواجه ز اسباب بجز محنت نیست

عرق از بار گران قسمت حمال شود

تا نمیرد، ز تردد نکشد پای حریص

راحت مور در آن است که پامال شود

می دود بس که پی خرمن مردم چشمت

پوست وقت است بر اندام تو غربال شود