غزل شمارهٔ ۲۹۵۶

دل را تمام برکن ای جان ز نیک نامی

تا یک به یک بدانی اسرار را تمامی

ای عاشق الهی ناموس خلق خواهی

ناموس و پادشاهی در عشق هست خامی

عاشق چو قند باید بی‌چون و چند باید

جانی بلند باید کان حضرتی است سامی

هستی تو از سر و بن در چشم خویش ناخن

زنار روم گم کن در عشق زلف شامی