غزل شمارهٔ ۳۶۰۳

چهره شوخ به یک رنگ مصور نشود

عکس روی تو در آیینه مکرر نشود

چهره تا از عرق شرم و حیا سیراب است

حسن محتاج به پیرایه دیگر نشود

اثر صحبت روشن گهران اکسیرست

موم در بحر محال است که عنبر نشود

هر تنک مایه که گیرد سخن از مردم یاد

همچو طوطی خجل از حرف مکرر نشود