غزل شمارهٔ ۳۶۲۳

به کف شعله اگر نقد شرر می آید

دل رم کرده ما هم ز سفر می آید

دست پیچیدن و دل بردن و پنهان گشتن

هرچه می گویی ازان موی کمر می آید

چرخ را آه شرربار من از جا برداشت

دیگ کم حوصلگان زود بسر می آید

هست تا بر فلک از اختر سیار اثر

سنگ بر شیشه ارباب هنر می آید