غزل شمارهٔ ۳۶۳۷

هر طرف لاله رخی هست، نظر می باید

داغ بر روی هم افتاده، جگر می باید

عشق بیباک مرا در رگ جان افکنده است

پیچ و تابی که در آن موی کمر می باید

دیدن لاله و گل آب بر آتش نزند

جگر سوخته ای را که شرر می باید

پیش دریا نکند تلخ دهن را به سؤال

هرکه را همچو صدف آب گهر می باید