غزل شمارهٔ ۳۶۵۶

دست اسباب بگیرید و به سیلاب دهید

به دل جمع، دگر داد شکر خواب دهید

دل بی عشق چه در سینه نگه داشته اید؟

بر سرش جان بگذارید و به قصاب دهید

آبرو در چمن خشک مزاجان جهان

آنقدر نیست که خار مژه ای آب دهید

صحبت صافدلان برق صفت در گذرست

هرچه دارید به می در شب مهتاب دهید