غزل شمارهٔ ۳۶۵۹

بر آن سرم که بشویم ز دیده نقش سواد

چه فتنه ها که مرا زین شب سیاه نزاد!

نسیم مشک ز داغ پلنگ می جوید

ز کعبتین نقط هر که جست نقش مراد

بنای شعر به ماتم گذاشت چون آدم

سیاه روز ازانند اهل خط و سواد

نظر به مطلع ابرو نمی توانم کرد

ز بس که بر دل من رفت از سخن بیداد