غزل شمارهٔ ۳۶۶۹

به درد و داغ دل بیقرار می چسبد

شرر به سوخته بی اختیار می چسبد

نصیب صافدلان از جهان تماشایی است

کجا به آینه نقش و نگار می چسبد؟

ازان ز باغ برون سرو من نمی آید

که گل به دامن او همچو خار می چسبد

به روی آب بود نعل نقش در آتش

چسان به دست بلورین نگار می چسبد؟