غزل شمارهٔ ۳۶۷۲

شبی ستاره دولت به بام ما افتد

که از لب تو شرابی به جام ما افتد

چنین که شرم گرفته است در میان او را

کجا رهش به غلط بر مقام ما افتد؟

سیاهرویی ما نیست قابل اصلاح

ز مه گره به سر زلف شام ما افتد

لبی که رنگ نمی گیرد از فروغ سهیل

کجا به فکر جواب سلام ما افتد؟