غزل شمارهٔ ۳۶۷۷

ز می فروغ لب یار بیشتر گردد

ز آب، آتش یاقوت شعله ور گردد

چه غم ز زخم زبان است خاکساران را؟

به گرد باد خس و خار بال و پر گردد

تو چون به جلوه مستانه قد برافرازی

فلک چو سبزه خوابیده پی سپر گردد

چنان که صبح شود اختر از نظر پنهان

ز خنده راز دهانش نهفته تر گردد