غزل شمارهٔ ۳۶۸۵

ز چهره تو نظرها پرآب می گردد

ز آتش تو جگرها کباب می گردد

اگر به لب ز سر شیشه پنبه برداری

ز یک پیاله دو عالم خراب می گردد

ز دیده تو شود خیره، چشم گستاخی

که بر ورق ورق آفتاب می گردد

حدیث تیغ تو هرجا که در میان آید

دهان زخم شهیدان پرآب می گردد