غزل شمارهٔ ۲۹۶۶

هر چند بی‌گه آیی بی‌گاه خیز مایی

ای خواجه خانه بازآ بی‌گاه شد کجایی

برگ قفس نداری جز ما هوس نداری

یکتا چو کس نداری برخیز از دوتایی

جان را به عشق واده دل بر وفای ما نه

در ما روی تو را به کز خویشتن برآیی

بگذر ز خشک و از تر بازآ به خانه زوتر

از جمله باوفاتر آخر چه بی‌وفایی