غزل شمارهٔ ۳۷۰۳

نصیب خلق زیاد از نعم نمی گردد

ز بحر، آب گهر بیش و کم نمی گردد

ز عشق پیروی راه و رسم عقل مجوی

که خضر تابع نقش قدم نمی گردد

ز شور حشر چه پرواست راست کیشان را؟

مصاف مانع رقص علم نمی گردد

زمین ز کاسه دریوزه، گر شود غربال

فروغ گوهر خورشید کم نمی گردد