غزل شمارهٔ ۳۷۳۷

همین نه فاخته در سر هوای او دارد

به هر که بنگری این طوق در گلو دارد

کسی که سر به دو عالم فرو نمی آرد

یقین شناس که در سر هوای او دارد

ز هیچ ذره ناچیز سرسری مگذر

که زیر پرده هزار آفتاب رو دارد

درین محیط به هر قطره ای که می نگرم

نصیب خاصی از فیض عام او دارد