غزل شمارهٔ ۳۷۶۵

ترا چه غم که شب ما دراز می گذرد؟

که روزگار تو در خواب ناز می گذرد

غرض ز سنگدلی داغ کردن شهداست

به لاله زار اگر آن سرو ناز می گذرد

نیازمندی ازو همچو ناز می بارد

ز ناز اگر چه ز من بی نیاز می گذرد

ز پا کشیدن زلف و غبار خط پیداست

که وقت خوبی آن دلنواز می گذرد