غزل شمارهٔ ۳۷۷۱
حساب زخم دل ما که می تواند کرد؟
شمار موجه دریا که می تواند کرد؟
ستاره های فلک را شمردن آسان است
حساب داغ دل ما که می تواند کرد؟
اگر نه سبحه ریگ روان به دست افتد
شمار آبله پا که می تواند کرد؟
خمار من لب میگون یار می شکند
مرا شکفته به صهبا که می تواند کرد؟