غزل شمارهٔ ۳۷۷۹

شکوفه مغز شعور مرا پریشان کرد

فروغ لاله سر توبه را چراغان کرد

گسسته بود اگر عقد خوشدلی یک چند

بهار، منتظم از رشته های باران کرد

ز غصه هر گره مشکلی که دلها داشت

شکوفه باز به دندان گوهرافشان کرد

ز ابر چتر پریزاد جلوه گر گردید

چو گل به تخت هوا تکیه چون سلیمان کرد