غزل شمارهٔ ۳۷۸۳

ترا به یوسف مصر اشتباه نتوان کرد

قیاس آب روان را به چاه نتوان کرد

در آفتاب قیامت توان به جرأت دید

نظر دلیر در آن روی ماه نتوان کرد

به رشته گوهر شهوار می توان سفتن

به گریه در دل سخت تو راه نتوان کرد

میسرست چو از روی یار گل چیدن

ستم ز دیدن گل بر نگاه نتوان کرد