غزل شمارهٔ ۳۷۸۵

اگر وطن به مقام رضا توانی کرد

غبار حادثه را توتیا توانی کرد

جهان ناخوش اگر صد کدورت آرد پیش

ز وقت خوش همه را باصفا توانی کرد

ز سایه تو زمین آفتاب پوش شود

اگر تو دیده دل را جلا توانی کرد

اگر ز خویش برآیی به تازیانه وجد

سفر به عالم بی منتها توانی کرد