غزل شمارهٔ ۳۸۰۹

ز گرمی نگهت آب در گهر سوزد

ز خنده نمکینت دل شکر سوزد

شکر به کار مبر بیش ازین که از تب رشک

به آن رسیده که چون شمع نیشکر سوزد

ز لاله دعوی عشق سمنبران خام اوست

هزار رنگ اگر داغ بر جگر سوزد

مبر پناه به تدبیر از گزند سپهر

که برق تیغ قضا اول این سپر سوزد