غزل شمارهٔ ۳۸۳۹

به روی گرم تو آیینه تا برابر شد

بهشت روی ترا چشمه سار کوثر شد

زخال اگر چه بنا گوش نیک اختر شد

ازین ستاره شب زلف دل سیه تر شد

دل نظارگیان آب شد زدیدن تو

اگر زدیدن خورشید دیده ها تر شد

چه فتنه ها که ازو جای گرد برخیزد

به هر زمین که نهال تو سایه گستر باشد